تبليغاتX
صفحه اصلی

صفحه اصلی

دوستان و همراهان همیشگی

بالاخره این توفیق اجباری هم نصیب من شد و رفتم خدمت مقدس سربازی.نمی دونم کی می تونم دوباره باهاتون درد و دل کنم.امیدوارم زودتر ببینمتون

  

+ نوشته شده در  88/10/02ساعت 7:44  توسط هامون  | 

عکسهای وداع مردم با مرجع محبوب

 

 

 

 

 

                                                     منبع:تابناك

+ نوشته شده در  88/09/30ساعت 15:48  توسط هامون  | 

ايت الله منتظري در گذشت

خيلي خيلي ناراحتم كه بايد اين خبر را به شما بدم. خبري كه همه ايرانيها را در غم فرو برد. اين مرجع عاليقدر كه از ابتداي انقلاب حامي مردم بوده و در جريانهاي بعد از انتخابات نيز بارها حمايت خود را از مردم اعلام كرد سر انجام پس از مبارزات فراوان دار فاني را وداع گفت. پيكر اين مرحوم هم اكنون در غم به سر ميبرد. به محض اطلاع از زمان و مكان مراسمهاي يادبود شما را از طريق همين وبلاگ مطلع ميكنيم.

روحش شاد ونامش گرامي باد

+ نوشته شده در  88/09/29ساعت 11:41  توسط هامون  | 

زلزله در دنیابه چه معنا !!!

افغانستان:
زلزله می‌آید. سیصد هزار نفر کشته می‌شوند. القاعده مسئولیت زلزله را بر عهده می‌گیرد. نیروهای آمریکایی تمام کوهستان‌های افغانستان را بمباران می‌کنند و سیصد هزار نفر دیگر از جمله بن‌لادن را در این درگیری‌ها از بین می‌برند. بعد از چهار ساعت پس‌لرزه‌ی فسقلی دیگری می‌آید و بن‌لادن مسئولیت آن را هم بر عهده می‌گیرد!

هند:
زلزله می‌آید. تمام خانه‌ها خراب می‌شود. مردم آواره‌ی کوچه و خیابان می‌شوند و از گرسنگی در آستانه‌ی مرگ قرار می‌گیرند. بعد در یک اقدام همگانی مرتاض می‌شوند و از مرگ حتمی نجات پیدا می‌کنند!

کلمبیا:
زلزله می‌آید. تمام جمعیت کشور به جز نود و یک نفر کشته می‌شوند. درگیری مسلحانه رخ می‌دهد. یک نوجوان 14 ساله با آر.پی.جی نود نفر دیگر را می‌کشد. بعد به خودش هم مظنون می‌شود و آر.پی.جی را توی حلقش فرو می‌کند!

سوئیس:
زلزله می‌آید. دسته‌ی عینک چهار نفر از ساکنان می‌شکند. از سوی دولت به تمام شهروندان سوئیس مبلغ سه میلیون یورو وام بلاعوض پرداخت می‌شود. کل کابینه از مردم عذرخواهی کرده و ضمن پذیرش مسئولیت تمام اتفاقات، دسته‌جمعی استعفا می‌دهند!

فلسطین:
زلزله می‌آید. کسی خانه ندارد تا بی‌خانمان شود! یازده هزار نفر از نیروهای غیرنظامی کشته می‌شوند. قطعنامه‌ای توسط تمام کشورهای جهان با امضای ایران صادر شده و کشتار غیرنظامیان محکوم می‌گردد. در انتهای این قطعنامه تأکید می‌شود که در صورت تکرار زلزله، عواقب بسیار بدی در انتظار رژیم صهیونیستی خواهد بود! ششصد میلیون دلار کمک مالی هم توسط همان تمام کشورهای جهان صورت می‌گیرد!

فرانسه:
زلزله قرار است تا چند روز دیگر بیاید. تمام مردم اعتصاب می‌کنند و خواستار منع وقوع زلزله در کشورشان می‌شوند. حمل و نقل عمومی مختل می‌شود. در نهایت زلزله تسلیم خواست مردم می‌شود و دیگر نمی‌آید!

آمریکا:
زلزله می‌آید. هیچ‌کس کشته و زخمی نمی‌شود اما دو نفر و نصفی بی‌خانمان می‌شوند. تلویریون ایران ده بار این خبر را پخش می‌کند و سیاست‌های باراک اوباما، جرج بوش، کلینتون و ... و کریستف کلمب مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرد! وزیر خارجه‌ی آمریکا خطر تروریسم را گوشزد می‌کند و دوباره افغانستان را بمباران می‌کنند!

امارات:
زلزله می‌آید. نیمی از کشور نابود می‌شود. دور ساختمان‌های مخروبه نوار زرد می‌کشند و آن‌ها را به مکان توریستی تبدیل می‌کنند. ایرانی‌ها از این مکان‌ها دیدن می‌کنند و اماراتی‌ها با پول حاصل از صنعت توریسم، یک کشور دیگر درست می‌کنند!

ژاپن:
اخبار ژاپن اعلام می‌کند که از امروز به مدت یک ماه، هر روز زلزله‌ای به بزرگی هشت و نیم ریشتر، توکیو را خواهد لرزاند. ساکنان توکیو زیر لب می‌گویند سوسکی بابا و برای امتحان کردن مقاومت ساختمان‌ها، سه ریشتر هم خودشان به صورت دستی به زلزله اضافه می‌کنند. یک دستگاه هم درست می‌کنند که جو را تبدیل به آب‌جو کند و موقع زلزله بیشتر سر حالشان بیاورد!

اسپانیا:
زلزله می‌آید. هیچ‌کس بر اثر آن کشته و زخمی نمی‌شود و فقط چند تا گاو به خیابان می‌آیند. مردم پارچه‌ی قرمز نشان می‌دهند و برای تفریح می‌دوند. گاوها صد و هشتاد نفر را کشته و دو هزار نفر را زخمی می‌کنند!

ونزوئلا:
زلزله می‌آید. ایران ضمن همدردی با ملت فهیم ونزوئلا، برای آن‌ها حدود دو میلیون خانه‌ی پیش‌ساخته و مقادیر خفنی بیسکویت و کلوچه‌ی لاهیجان و کنسرو ارسال می ‎کند. قرار می‌شود تمام مردم ایران یا یک لقمه از غذایشان را به آن‌ها بدهند یا دولت خودش به زور یک لقمه از غذای ملت بزند و به آن‌ها بدهد. رئیس جمهور ونزوئلا هم لبخند می‌زند و با اوباما دست می‌دهد!

                                       منبع:نظام آباد با تشكر از احسان                                   

 
+ نوشته شده در  88/09/21ساعت 16:11  توسط هامون  | 

سفر رييس جمهور به اصفهان

چند روز پیش اگه اشتباه نکنم برای سومین بار بود که رییس جمهور مردمی و محبوبمون به اصفهان تشریف آوردند. عجب روز با شکوهی بود !!!... همه به زحمت افتاده بودند تا استقبال با شکوهتر از گذشته انجام بشه.

دوستان عزیزمون توی استانداری از اون دسته افرادی بودن که خیلی زحمت کشیدند. از نیمه های شب از اکثر روستاهای استان و حتی استانهای مجاور هموطنان عزیز و ساده دلمون را برای استقبال از رییس جمهور به میدان نقش جهان آورده بودند. خُب طبیعیه وقتی این عزیزان زحمت استقبال را کشیدند دیگه اصفهانیها که اونها هم خیلی خسته بودند ترجیح دادند که استراحت کنند.

گفتم اصفهانیها خسته بودند چون از روز قبلش اونا هم خیلی کار برای زیبا سازی پوسترها و بیلبوردهای آقای احمدی نژاد انجام داده بودند. از دید مردم اصفهان خیلی قشنگتر بود که روی تمام پوسترهای خوش آمد گویی  یه تیک سبز هم وجود داشت و از اونجایی که مسوولان فراموش کرده بودند خودشون این کار را انجام دادند و هر کدومش هم که تیک سبز نداشت را یا پاره کردند و یا آتش زدند.

یکی دیگه از گروهها که خیلی خسته شدند دوستانمون توی صدا و سیما بودند که از صبح تمام تلاششون را انجام دادند که فقط مردم رابه بینندگان نشون بدند. من خیلی برای فیلمبردارهای این مراسم ناراحت شدم. آخه فیلمبردارها خیلی دوست دارند همه ی زوایا را به نمایش بکشند ولی اونروز فقط میتونستند از زاویه ای معلوم مردما نشون بدند. آخه مردم دوست داشتند همه به رییس جمهور نزدیک تر باشند و همه جلو ایستاده بودند و از نیمه ی میدان نفش جهان رو به آخر کسی برای نشان دادن نبود.

چند نکته را هم در مورد خود رییس جمهور عزیزمون بگم:

اولیش اینکه این مراسم نامه گیرون هر کسی را اد اون شخصیت کارتونی معروف میندازه.

                                                   

دومیش توانایی رییس جمور توی مجری گریه که به نظر من بهتر از عمو پورنگ این کارا انجام میده و با همون ادبیات مخصوصی که توی سفرای دیگش هم به اصفهان استفاده کرده بود سعی در سرگرم کردن مردم داشت.

یه چیزی را هم جدی بگم من واقعا به حال کشورم تاسف خوردم وقتی میبینم این آقا اینقدر راحت از لفظ عامیانه ی "غلط کردن" در جلوی مردم استفاده میکنند. یعنی به شما میگن رییس جمهور!!!...

رییس جمهور کشوری که شیمون پرز از اون کشور به نام تاریخ دنیا نام برد. یه کمی........

+ نوشته شده در  88/09/16ساعت 12:41  توسط هامون  | 

فکر میکنید اتفاق بعدی چیه؟

امروز با خودم گفتم که اخبار این چند وقته را که یه جورایی مربوط به ایران میشه با همدیگه دوره کنیم شاید آخرش به یه نتیجه ای رسیدیم.

1-    باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا پس از مذاکراتی موفقیت آمیز از روسیه بازگشت.

2-    رییس جمهور آمریکا سفر موفقیت آمیزی به چین داشت.

3-    باراک اوباما در یکی از سخنرانی های خود اعلام کرد که دنیا در مورد انرژی هسته ای  منتظر ایران نمی ماند و آمریکا  گزینه های دیگری روی میز دارد.

همه ی این اتفاقات بعد از مذاکرات به گفته ی مقامات ایران موفقیت آمیز ایران با 1+5 در ژنو اتفاق افتاد.

خیلی پیش بینی اتفاق بعدی سخت نبود و احتیاجی به علم سیاسی بالایی نداشت ، حتی مسوولان ایران هم به خوبی می دانستند که چه اتفاقی در حال انجام هست و از همین رو (به گمان من) اقدام به کاهش سهمیه ی بنزین وسایل نقلیه عمومی و شخصی کردند.

خُب تصویب قطعنامه ای علیه ایران با کسب اکثرت قاطع آرا.

نمیدونم چرا (همینطور که گفتم این اقدام قابل پیش بینی بود) ولی مسوولان ایرانی از این قطعنامه بسیار بر آشفتند تا جایی که اعلام شد که قصد ساخت 10 سایت اتمی در اندازه های سایت نطنز را در اقصی نقاط کشور دارند. تصمیمی که با صرف نظر از موجود نبودن مواد اولیه برای تغذیه ی نیروگاهها در کوتاه مدت شبیه رویا پردازی ، در بلند مدت یک بولوف سیاسی و در آینده های بسیار دور.......

اتفاق بعدی امضای 5 سند همکاری بین چین و اتحادیه ی اروپا بود که بار دیگر ایران را منزوی تر از گذشته کرد.

با این تفاسیر فکر میکنید اتفاق بعدی چیه؟

 

  

+ نوشته شده در  88/09/10ساعت 17:45  توسط هامون  | 

چرا آیة الله جوادی آملی از امامت جمعه قم انصراف داد؟

آیت الله جوادی همواره در جریانات اخیر معتقد به برخورد مسلمانانه با مردم در مسائل مربوط به انتخابات بود و انتقاداتی نیز به مسائل اقتصادی داشت که وظیفه خود می دانست از طریق تریبون نماز جمعه این مسائل را به اطلاع مسئولین برساند، اما گویا وضعیت جاری ایشان را به این نتیجه رسانده است که نتوانسته از این طریق مشکلی از مشکلات مردم را حل کند.
وداع تلخ آیت‌الله جوادی آملی با امامت نماز جمعه در شهر مقدس قم، دوستداران اصیل انقلاب اسلامی را ناراحت و نگران کرده است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، آیت الله جوادی که روز گذشته برای آخرین بار در نماز جمعه قم به عنوان امام، نماز جمعه این شهر را اقامه کرد، پس از ذکر وظایف امام جمعه اعلام کرد: دیگر نماز جمعه این شهر را اقامه نخواهد کرد.

بنا بر این گزارش، ایشان در نماز جمعه دیروز دو مسئوليت مهم را متوجه ائمه جمعه دانست که اگر نتوانند به آنها عمل كنند، نزد خداوند مسئول خواهند بود. يكي پيام‌آوري دستورات الهي ـ سیر من الحق الی الخلق ـ است و ماموريت دوم نيز سير و سفر از مردم به سوی خدا ـ سیر من الخلق الي الحق ـ با بیان حاجات و نیازهای مردم به درگاه خداست.

ایشان در تشریح ماموريت اول بیان داشت: "در اين سفر وقتي كسي امام جمعه شد ديگران ساكت هستند و امام به محراب عبادت رفته و به خداوند عرض مي‌كند كه اياك نعبد و اياك نستعين يعني خداوندا من و اين نمازگزاران تو را مي‌پرستيم و از تو مدد مي‌جوييم."

در تبین ماموریت دوم نیز گفت: "خداوند فرموده است كه اگر مردم مشكلی داشتند به نماز پناه برده و مشكل خود را برطرف كنند، مردم صدها مشكل دارند كه باید این را امام جمعه بیان كند و اگر بیان كرد و مشكل مردم رفع شد، نشانه این است كه خوب بیان كرده اما اگر مشكل مردم رفع نشد، امام جمعه نتوانسته است مطلب را خوب بیان كند."

ایشان ادامه داد: "اگر در اقامه نماز جمعه بنده اين مشكل نيز بوده است از همگان عذرخواهي مي‌كنم."

به نظر می رسد که افکار عمومی پس از گذشت یک روز از این وداع تلخ نتوانسته است، دلیلی منطقی برای این خداحافظی بیابد و قطعا اشتغالات فراوان ایشان را دلیل این کناره گیری نمی داند. اگر به بیانات ایشان استناد کنیم و اینگونه برداشت کنیم که ایشان به دلیل اینکه احساس کرده است از تریبون نماز جمعه و از طریق نصایح و رهنمودها نتوانسته مشکلات موجود در جامعه و کشور را حل کند، آن موقع است که سنگینی و تلخی این وداع را بیش از پیش احساس می کنیم.
 
آیت الله جوادی همواره در جریانات اخیر معتقد به برخورد مسلمانانه با مردم در مسائل مربوط به انتخابات بود و انتقاداتی نیز به مسائل اقتصادی داشت که وظیفه خود می دانست از طریق تریبون نماز جمعه این مسائل را به اطلاع مسئولین برساند، اما گویا وضعیت جاری ایشان را به این نتیجه رسانده است که نتوانسته از این طریق مشکلی از مشکلات مردم را حل کند.

بر این اساس در صورتی که ایشان به چنین نتیجه ای رسیده باشد بدیهی است که برای یک جامعه چندان مطلوب نخواهد بود که متفکران و اندیشمندان خود را در کنار و حاشیه ببیند، متفکرانی که مخصوصا قوام و توسعه مفاهیم و نظریه حکومت دینی مبتنی بر اصل ولایت فقیه، منوط به اجتهاد و پایمردی آنان است که دل در گرو دین خدا دارند.

به نظر می رسد رویکرد جاری حوزه سیاست ـ چه در سطوح بالا و کلان و چه در سطوح میانی ـ و بی توجهی به عالمان دین، در دراز مدت نه تنها سیاست، بلکه جامعه ایران را از پشتوانه های نظری تهی خواهد کرد و در نهایت امر، این جمهوری اسلامی و نظام بر آمده از امام و خون شهداست که رو به زوال خواهد گذاشت، و بدون شک در این مسئله، اصل نظام و ارکان آن یعنی مردم، ولایت فقیه و قانون اساسی اولویت دارد و گرنه گردانندگان حوزه سیاست که چند صباحی می آیند و پس از اتمام کار خود می روند.
 
                                                     نقل از تابناك
+ نوشته شده در  88/09/08ساعت 15:57  توسط هامون  | 

پيامگير شخصيتهاي مختلف

محمود احمدی‌نژاد: الهم عجل لولیک الفرج... مستشهدین بین یدیه.
شما با احمدی‌نژاد تماس گرفته‌اید. ایشان در حال حاضر مشغول مدیریت جهان هستند و برای کارهایی مثل پاسخگویی وقت ندارند. لازم به ذکر است ایشان به دلیل ساده‌زیستی و مردمی بودن شدید از تلفن منشی‌دار استفاده نمی‌کنند. سوال شما توسط یک گروه 300 نفره بررسی شده و روی یخچال منزل ایشان چسبانده می‌شود، تا به روش مخصوص ایشان با سوال متقابل جواب داده شود. اگر هنوز مایل به طرح سوال خود هستید، پس از شنیدن صدای شیپور آماده‌باش پیام بگذارید.

ضرغامی: با پیامگیر رییس صدا و سیما تماس گرفته‌اید. شما می‌توانید سکوت کنید، اما هرچه بگویید ضبط و علیه شما از رسانه ملی پخش خواهد شد.

باقر قالیباف: شما با پیامگیر سردار دکتر خلبان قالیباف تماس گرفتِن. ایشون الان پرواز دِرَن، موبایلشان توی هواپیما خاموشه. تا پرواز بعدی هم به شهرداری برنمی گِردن. لطفا مجددا تماس نگیرِن. با تِشکر

حسین شریعتمداری: شما با روزنامه کیهان تماس گرفته‌اید. ما می‌دونیم کی هستی؟ چه کاره‌ای؟ به کجاها وابسته هستی؟ از کجا پول می‌گیری؟ قبل از انقلاب با کی رفیق بودی؟ توی محافل خصوصی چه حرف‌هایی می‌زنی؟ پسرخاله پدربزرگت با رضاخان چه روابطی داشته و الان چی می‌خواهی بگی؟ پس گوشی را بگذار.

هاشمی رفسنجانی: شما با پیامگیر سردار سازندگی تماس گرفته‌اید. ایشان در حال حاضر مشغول مذاکرات پشت پرده هستند. پشت پرده هم به تلفن جواب نمی‌دهند.

فاطمه رجبی: اگر سبز لجنی هستی شماره 1، اگر جلبک هستی شماره 2، اگر خاتمی هستی شماره 3، اگر موسوی هستی شماره 4، اگر کروبی هستی شماره 5 ... اگر ابراهیم نبوی هستی شماره 436 را فشار بده. زن و بچه هم دور و برتون نباشه تا جواب درست و حسابی بهتون بدم. اگر هم خودی یا جزء دوست و آشنا هستی، بیخود وقت من را نگیر. قطع کن، بگذار به کارم برسم.

مهدی کروبی: با سلام من مهدی پسر احمد هستم. وعده‌ی دیدار ما راهپیمایی بعدی ساعت 30/10 صبح میدان هفت تیر.

خاتمی: از اینکه مایل به گفتگو با بنده هستید، اظهار مسرت و شادمانی می‌نمایم. گفتگو حق هر شهروند بوده و به عقیده‌ی بنده تنها راهکار برون رفت از چالش‌های پیش رو در هزاره‌ی سوم می‌باشد. البته گفتگو باید قانونمند باشد و در چارچوب روش‌های مدنی و پذیرفته شده صورت بگیرد. خدانگهدار

اسفندیار مشایی: شما با پیامگیر رییس جمهور مشایی تماس گرفته‌اید. لطفا 4 سال منتظر بمانید

الهی قمشه‌ای: بنده الان منزل نیستم. به جان تا آسمان عشق رفتم. نیم ساعت دیگه بر می‌گردم. البته شما که صدای من را می‌شنوید ممکن است فکر کنید من هستم. ولی در واقع مساله همین است که من هستم یا نیستم. شکسپیر هم می‌فرماید «توبی اُر نات توبی». شما اگر به تمام پیامگیرهای عالم، به تمام پیامگیرهایی که توی این یونیورس هست، گوش کنید، می بینید همه یک چیز را گفتن؛ منتها با زبان‌های مختلف. یکی فارسی گفته، یکی ترکی، گفته یکی هم همون پیام ارژینالی که توی کارخانه روی تلفن می‌گذارند را گذاشته و انگلیسیه. منتها همه اینها به زبانهای مختلف می‌خوان بگن من اینجا نیستم. میخوان بگن که از چنبر برون جستم من امشب هرچند در ظاهر هستم، ولی در واقع نیستم. البته بعضی‌ها هم کلک میزنن و در ظاهر نیستن، ولی در واقع هستن. مثلا کسایی که از دست طلبکار و اینا قایم میشن که باز باید گفت به قول شکسپیر «توبی اور نات توبی» این جمله را باید بارها تکرار کرد...
[نیم ساعت بعد] خب اینها را براچی داشتم ضبط می‌کردم؟ هووووم خب به هرحال سخنرانی امروز را در همینجا به پایان می‌رسونیم. تا برنامه بعد!

یک خواننده لوس آنجلسی: تنکز فور کالینگ عزیزم. خیلی هپی شدم که زنگ زدی بات آنفورچونیتلی الان بیزی هستم هانی، بعد از شنیدن خوشگلا باید برقصن برام مسیج بزار، سی یو

عوضعلی کردان: الو... الو... یک... دو... سه.... الو... یک... دو... سه... امتحان می‌شود...، امتحان می‌شود... . یعنی الان داره ضبط می‌کنه؟ یک چراغ قرمز روشن شده، نمیدونم این مال چیه؟ این یارو فروشندهه گفت باید کدام دکمه را بزنم؟ یادم رفت... شاید این باشه... چقدر هم دکمه داره معلوم نیست اینها مال چیه... الو... الو.... این دفترچه راهنماش هم که انگلیسیه، معلوم نیست چی نوشته... الو... امتحان مي شود..........بيب           

                                                             نقل از آي طنز

+ نوشته شده در  88/08/30ساعت 16:57  توسط هامون  | 

مردم همیشه مردم ایران همیشه ایران

ای حنجره بریده                  با خنجر مدارا

سرود تازه سر کن               از خشم مردم ما

ما از تبار خشمیم                با یک قبیله نفرت

بگذار تا بریزند                 خون من و تو بر خاک

که رو به مرگ دارند          این کودکان ضحاک

فریاد کن به دژخیم             این شعر سرخ ایمان

مردم همیشه مردم              ایران همیشه ایران

مردم گدازانه بر                این اندک ستمگر

با خیل نیزه داران              سرداران بی سر

مردم ، پرستاران              به تیر اگر چه بستن

اگر چه سینه ها را            در دخمه ها شکستن

در صبح های سربی          با جوخه های اعدام

گر چه هدیه کردن            صد شهر گور بی نام

نوشته بر لوح خاک           با خون شب شهیدان

مردم همیشه مردم             ایران همیشه ایران

+ نوشته شده در  88/08/30ساعت 16:49  توسط هامون  | 

چند خواهش و تشكر

1-    خواهش میکنم :

خُب اولین خواهش را میخوام از بالاترین مقام معنوی کشور بکنم ، از رهبر انقلاب و امام امت در 30 سال پیش. خمینی عزیز آخه چرا حرف که می خواستی بزنی فکر چند سال دیگه را نکردی ؟ چرا گفتی آمریکا هیچ غلطی نمی تونه بکنه ؟ چرا یه جمله گفتی که تا سی وچند سال بعدش بخواد خط مشی کشور بشه ؟ چرا گفتی ما اسراییل را به رسمیت نمیشناسم ؟ آخه مگه ما با بقیه دنیا چه فرقی میکنیم ؟ خلاصه دستت درد نکنه  هنوز که هنوزه داریم چوب جملات قصار شما را می خوریم.

 البته اگه اون موقع بودم خواهش میکردم بس کنه.......

 

2-    خواهش میکنم :

دومین درخواست را میخوام از بالاترین مقام رسمی کشور بکنم. میخوام به خودم جرأت بدم و از آیت الله خامنه ای خواهش کنم . چرا هنوز هم همون حرفای تکراری را میزنید. آخه عزیزم!!! چرا عادت داری برای همه خط ونشون بکشی ؟ خداییش کشور ما یا بهتر بگم دولت ما  توی شرایطی هست که بتونه آمریکا را تهدید کنه ؟ بعد از چندین و چند تحریم منطقیه؟

خواهش میکنم بس کن..........

 

3-    خواهش میکنم :

خُب نوبتی هم باشه نوبت احمدی نژاده . رییس جمهور رسمی کشور که یه سری می گن غیر قانونیه یا بهش میگن رییس دولت کودتایی.

آقای احمدی نژاد چرا فکر میکنی همه بازیچه دست شما هستند؟ هیچ کسی که نفهمید چطوری یهو شدی رییس جمهور. نمیدونم چنگیز خان برای به قدرت رسیدن اینقدر جنایت توی کشور خودش کرد؟

حالا که شدی رییس بعد از کلی دردسر لایحه ی بدبختی ملت را دادی به مجلس اونا هم که مثل وزرای کابینه ات برات سنگ تموم گذاشتن تا جایی که میشه دارن همه را تأیید میکنن. حالا که نخواستن اختیار همه پولا را بدن به شما که بعد دیوان محاسبات اشتباه نکنه میخوای پسش بگیری؟ مگه الکیه ؟ خُب اونا هم خرج دارن.

اگه وقت شما بی ارزشه ، ممکنه وقت نماینده ها ارزش داشته باشه ، حتما وقت مردم ارزش داره. تو با این لایحه با زندگی مردم  داری بازی میکنی.

خواهش میکنم بس کن..........

 

4-    خواهش میکنم :

مگه اینروزا میشه جایی اسم از احمدی نژاد بیاد ولی از موسوی و کروبی خبری نباشه؟

13 آبان هم با همه بالا و پایینش ، با همه اتفاقات خوب و بدش تموم شد. مثله برنامه های قبلی عده ای کتک خوردن ، عده ای دستگیر شدن، عده ای هم بعدا دستگیر میشن. تا کجا میخواین ادامه بدین؟ برنامه بعدی چیه ؟ آخه برای شما که اتفاقی نمیفته. شما که هر جایی تشریف میبرید محافظین شخصی تون همراهتون هستند. تو رو خدا اینقذر با جون مردم بازی نکنید.

خواهش میکنم اگه برنامه ی دقیقی برا ادامه ندارید بس کنید......

5-    خواهش میکنم :

اینبار میخوام از آقای اوباما خواهش کنم که خیلیا میگن او با ماست. ولی رییس جمهور آمریکا وقتی که تعداد زیادی از مردم ایران ، دولت ایران را به رسمیت نمیشناسن تو چطور به خودت اجازه میدی هم بگی دوست ملت ایرانی هم پیغام دوستی برای دولت ایران بفرستی؟ توی    شرایطی که مردم ایران تنهاترین مردم روی زمین هستند تو چطور ادعای دوستی میکنی؟

خواهش میکنم بس کن..........

6-    ممنون از :

اول میخوام یه تشکر از دولت فرانسه بکنم که باز هم  مثل همیشه حمایت خودش را از جنبش مردم ایران اعلام کرد.

مرسی.......

 

7-    ممنون از :

یه تشکر ویژه از همه دلاوران و شیردلان ایرانی که اینبار هم نشون دادن هر کدومشون میتونن یه کاوه باشن. رُک بگم خیلی دمتون گرم ، کاش همه مثله شما فکر میکردن. نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم.

مرسی مرسی مرسی.........

+ نوشته شده در  88/08/14ساعت 11:16  توسط هامون  |